
مصاحبه با برنانيوز
http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=138087
سين مثل سرو ...

نتايج دومين جشنواره بين المللي شعر فجر
برگزيدگان بخش كشوري
برگزيدگان بخش كشوري جشنواره در بخش هاي مختلف و در دو زمينه پيش كسوت و جوان مشخص شدند. گفتني است جوايز پيش كسوت ها سرو زرين به همراه 14 سكهي بهار آزادي و جوايز جوان ها سرو زرين به همراه 10 سكهي بهار آزادي بود كه سهم مقام هاي مشترك به 5 سكه تقليل يافت ... ادامه مطلب
بخش آييني
ـ پيش كسوت: محمدعلي مجاهدي، علي موسوي گرمارودي، قادر طهماسبي و محمدجواد غفورزاده
ـ جوان: مشتركا آرش پورعليزاده و مرتضي حيدري آل كثير
بخش پايداري
ـ پيشكسوت: عليرضا قزوه، حسين اسرافيلي، محمدرضا عبدالملكيان و مجتبی مهدوی
ـ جوان: اميد مهدينژاد
بخش اجتماعي
ـ پيش كسوت: عبدالجبار كاكايي، ناصر فيض و منوچهر احترامي
ـ جوان: مشتركا مهدي فرجي و ميلاد عرفانپور
بخش امام و انقلاب
ـ پيش كسوت: يوسفعلي ميرشكاك، احمد عزيزي، فاطمه راكعي و زكريا اخلاقي
ـ جوان: محمدحسين ابراهيمي
بخش آزاد
ـ پيش كسوت: احمدرضا احمدي، م. مؤيد، مفتون اميني و محمدباقر كلاهي
ـ جوان: مشترك گروس عبدالملكيان و سعيد شاد
بخش كودك و نوجوان
ـ پيش كسوت: ناصر كشاورز، شكوه قاسمنيا و بيوك ملكي
ـ جوان: منيره هاشمي
نمايندگان بخش استاني
از برگزيدگان هر استان يك نفر به عنوان نماينده به جشنواره معرفي شدند تا 5 سکه بهار آزادی دريافت نمايند. برخي از اين نماينده ها عبارت بودند از: امير فخرموسوي، ساعد باقري، مهدي رحيمي، عاليه محرابي، محمدعلي رضازاده، جليل صفربيگي، هادي منوري، صالح سجادي و ...
برگزيدگان داخلي گيلان
همچنين در استان گيلان نيز مثل استان هاي ديگر برگزيدگاني داشتيم. هداياي اين افراد شامل مقاديري وجوه نقد بود. اسامي اين برگزيدگان عبارت بوند از: غلامرضا رحمدل، رحمت حقيپور، محمدحسين مهدوي، اسماعيل محمدپور، احمد خدادوست، امير فخر موسوي و رقيه آزادنيا ... ادامه مطلب
دلتنگي هاي تالار وحدت
ظاهرا قسمت اين بوده كه در استان به ما عنايتي نداشته باشند تا جايي ديگر صيدمان كنند. همه تالار وحدت به كنار ... قزوه و صندلي خالي اش اما غربت عجيبي داشت و البته قيصر و صندلي خالي اش كه الياس علوي عزيز يادآوري كرد و جاي خودش هم خالي بود.
به: فاتحان حماسه مرصاد
يك نفر جامِ زهر مي نوشد رد شو از اغتشاش كرمانشاه !
آخرين جرعه هاي اين جام ست همه را نه يواش كرمانشاه!
يك طرف كفر و يك طرف ايمان رد شو از تنگه ي نفاق اي دل
در كمين ايستاده صيادي با تفنگِ كلاش كرمانشاه !
عشق را دستِ كم نمي گيرند عشق روزِ معاد پيروز ست
هيچ راهي نداشت بي ترديد در تو عقلِ معاش كرمانشاه !
دلم از رشت مي رود يك روز من دلم مالِ قصرشيرين ست
دلِ كردم دوباره خواهد داد بيستون را تراش كرمانشاه !
در كمين ايستاده تنگه هنوز روي پا ايستاده « پاوه » هنوز
به تو دست اش نمي رسد دشمن ديگر آسوده باش كرمانشاه !
آرش پورعليزاده ـ رشت
يادداشت هايي درباره ايران و افغانستان و تاجيكستان ... ادامه مطلب
ابيات تو آفتاب تابان هستند
در خيل تو پروانه فراوان هستند
« دستور زبان عشق » را فهميديم
« گل ها همه آفتاب گردان هستند »
آرش عليزاده ـ رشت
بهترين شاعر دفاع مقدس در گذشت
با اولين پيامك هاي صبحگاهي از خواب برمي خيزي و به قول يكي از دوستان « صبحانه اشك » ات را با « قيصر » مي خوري. بغض امير مرزبان در، گوشي ترديدي برايت باقي نمي گذارد. سه بامداد سهشنبه هشتم آبانماه در حاليكه هنوز 48 ساله بود. آن تصادف نامبارك در گيلان و آن عمل كليه چند سال پيش و حالا هم كه اين ايست قلبي ... ياد دوره يازدهم دفتر شعر جوان افتادي و پنجشنبه خانه هنرمندان كه پاي پله ها آهسته سلام گفتي و حتي رويت نشد دست بدهي. آخر « اين » كه در برابر تو ايستاده « قيصر » است. « چه كنم حرف دلم را بزنم يا نزنم ... ؟ ـ چرا ديگر به رشت نمي آييد؟ حرف ات را براي هميشه پيش خودت نگه مي داري و حالا همه حرف هايت را مي شنوند الا قيصر. سري به « دستور زبان عشق » مي زني و به او فكر مي كني؛ به او كه « جنگ » را، هم براي « صلح » مي خواست: كودك با گربه هايش / در حياط خانه / بازي مي كند / مادر كنار چرخ خياطي / آرام رفته در نخ سوزن / عطر بخار چاي تازه / در خانه مي پيچد / صداي در / شايد پدر ... نظرسنجي هاي وبلاگ ات را نگاه مي كني. بهترين شاعر دفاع مقدس كيست؟ « قيصر » همچنان در صدر است. مي گويند دوم ارديبهشت سال 38 در دزفول به دنيا مي آيد البته آن گونه كه شنيديم مثل عده اي ديگر همسري گيلاني دارد. در آغاز عاشق نقاشي بود مدتي در تهران دامپزشكى مي خواند و رها مي كند. مدتي هم علوم اجتماعى. جذب حوزه هنرى مي شود. با « سيد حسن حسينى » و « سلمان هراتى » مي پرد و اين شاعرانگي ها او را به ادبيات مي كشاند. مدتي به مصيبت ما گرفتار بوده و در مدارس راهنمايى درس مي داده تا اين كه عاقبت دكتراى ادبيات اش از دانشگاه تهران مي گيرد و جالب اين كه استاد پايان نامه اش شفيعى كدكنى بوده. چند صباحي در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران تدريس مي كند. يك چند را، هم در سروش قلم مي زند. عضو پيوسته فرهنگستان مي شود و آثاري چون « تنفس صبح »، « در كوچه آفتاب »، « مثل چشمه ، مثل رود »، « ظهر روز دهم »، « آينه هاي ناگهان »، « گلها همه آفتابگردانند »، « بي بال پريدن »، « طوفان در پرانتز »، « به قول پرستو »، « سنت و نو آوري در شعر معاصر » و « دستور زبان عشق » از خود به جا مي گذارد. همچنين جايزه كتاب كانون پرورش فكرى، جايزه شعر كودك و نوجوان، تنديس مرغ آمين، تنديس ماه طلايى و چند جايزه ديگر را در كارنامه اش مي توان ديد. هرچند هيچ گاه به اين جايزه ها نيازي نداشت.
فرازي از بیانیه هیئت داوران جشنواره نشریات بسیج
هیئت داوران، به خاطر برخورداری از کلام شیوا و معرفی ادبیات متعهد به ارزشهای بسیج و انقلاب اسلامی ، وبلاگ " به استخوان تو خشنودم " به نویسندگی آقای آرش علیزاده را حائز رتبه برگزيده می داند.
فرازي از بيانيه هيئت داوران ششمین جشنواره ره آورد سرزمين نور
هیات داوران با توجه به معیار های 18 گانه پس از بررسی بیش از 150 وبلاگ، نظر خود را به شرح ذیل اعلام می دارد: رتبه چهارم : به استخوان تو خشنودم ( آرش پورعلیزاده )

يوسف عزيز را پس چرا نمي خريد؟
كاش گرگ قصه ها پيرهن نمي دريد
پس چرا برادرم روي شانه ي شماست؟
پس چرا دلِ مرا روي نيزه مي بريد؟
اين سري كه مي بريد كربلا به كربلا ...
چشمِ ما فرات شد بنگريد بنگريد
جسمِ بي سرِ شما از سرم زيادي است
بال هايتان كجاست با كسي نمي پريد؟
نقلِ اين كلاغ نيست روح تان دهاتي است
از كبوترانِ شهر بيشتر كبوتريد
با وجودِ اين شكاف، باغ كوچكِ شماست
با وجودِ اين تبر، بازهم صنوبريد
با شمام ماهيان! بشنويد بشنويد
رود جاي كوچكي ست بگذريد بگذريد
آرش عليزاده ـ رشت
كاكائي: دورهي شعر جنگ تمام شده است
« حتي اگر آيينه باشي » اش را هنوز محصل بودم كه معرفي كردند به من. از كاكائي به قزوه رسيدم و از قزوه به كاظمي. بي انصافي نمي كنم آرش فرزام صفت و خيلي هاي ديگر هم خيلي چيزها يادم دادند. كاكائي را با آن لحن محزون اش هنوز در تالار مطهري دانشگاه گيلان به ياد دارم. بعدش ديگر از نزديك نديدم اش. البته هميشه هم به ما كم لطف بودند ... ! ايشان كه دبير كنگره دفاع مقدس اين دوره هستند و قصد دارند « كنگره را چندصدايي كنند » در مصاحبه اي با ايسنا از تمام شدن دوره شعر جنگ گفته اند و اظهار كرده اند كه « شعر جنگ در دل انقلاب به وجود آمد و تمام شد. » ايشان همچنين جنبش هاي دهه 70 را « همان جنبش داداييستهاي بعد از جنگ جهاني دوم » مي داند و جالب است بدانيد عمده اشعار « كنگرهها و جشنوارهها » را « تصنعي » و حتي براي يك عده « خندهدار » مي خواند. وي معتقد است « در كنگرههاي دفاع مقدس با الزام و تطميع و جايزه و تبليغ، گروهي را وادار ميكنند كه براي جنگ، شعر تازه بگويند و جايزه بگيرند » ... بگذريم! كاكائي را دوست داريم اما دوستان هم استاني مي گويند براي ما گيلاني ها آمد ندارد؛ نمونه اش هم همين شب هاي شهريور كه تا به حال پاي هيچ گيلاني به آن باز نشده است. هرچند برگزيدگان اين دوره و دوره هاي پيش عمدتا از دوستانم هستند ... ادامه مطلب
برگزيدگان شعر دفاع مقدس گيلان معرفي شدند
آرش پورعليزاده ، سيدعلي شفيعي، سميه ربيعي و كتايون يحييزاده به عنوان نفرات برگزيده اولين جشنواره شعر دفاع مقدس استان گيلان معرفي شدند. در اين جشنواره كه دبيري علمي آن را دكتر غلامرضا رحمدل بر عهده داشت، در بخش اشعار با موضوع "دفاع مقدس" آرش پورعليزاده رتبه اول، سيدعلي شفيعي رتبه دوم و سميه ربيعي رتبه سوم را به خود اختصاص دادند. هيات داوران در بخش اشعار با موضوع "مقاومت مردم فلسطين و لبنان" كتايون يحييزاده را حايز رتبه دوم دانست. گفتني است شانزدهمين دوره كنگره سراسري شعر دفاع مقدس ارديبهشت ماه سال ۸۷ در ايلام برگزار مي گردد ... ادامه مطلب
دومين همايش شعر مقاومت لبنان
دومين همايش شعر مقاومت لبنان به همت بنياد حفظ آثار دفاع مقدس گيلان در آستانه اشرفيه برگزار شد. اسماعيل محمدپور دبير اين همايش در حاشيه برگزاري اين مراسم گفت: در بخش شعر آرش پورعليزاده، ساهره سكوتي، معصومه كيانپور، سيد علي شفيعي، مهران مهرانفر و ... انتخاب شدند. در بخش پژوهش نيز حميدرضا شكارسري و فرامرز محمدي پور مقالات خود را در قالب ميزگردي تخصصي ارائه دادند ... ادامه مطلب
به: معلمان عرصه دفاع مقدس
مانده اي در كنار ابراهيم مانده اي سوختن بياموزي
تو كه پروانه ي بدي هستي تو كه در پاي شمع مي سوزي
تو كه بازي نمي كني با ما زنگ ورزش به خانه خواهم رفت
هردو پايت براي استقلال، هردوپايت براي پيروزي ...
با من از روي دار حرف بزن با من از يك انالحقِ ديگر
تو كتابِ نخوانده اي هستي كه نديده ست دانش آموزي
تو به ما درس عاشقي دادي مردم انگار يادشان رفته
يادشان رفته است يك وقتي، يادشان رفته است يك روزي ...
آرش عليزاده ـ رشت
انتشار مجموعه شعر سلام مقاومت
مجموعه شعر سلام مقاومت در حمايت از ملت مظلوم لبنان به كوشش عليرضا قزوه و رضا اسماعيلی در 144 صفحه منتشر شد. آغازگر اين دفتر سروده اي است از آرش پورعليزاده كه در اين مسابقه حائز رتبه اول شدهاست ... ادامه مطلب
علي محمد مودب: شهادت خيلي زنده است
هنوز از نزديك نديده ام او را، دوستانم ديده اند او را ... مودب را مي گويم، علي محمد را !
... خودش راضي نيست اين حرف ها را بزنم. مي گويد: « آرش جان روي موضوع خوبي متمركز شدي ولي اين رويكرد تو خيلي شخصي و نوستالژيك است. بيشتر با تصاوير طبيعت يا در نهايت يك مساله خانوادگي گره مي خورد. اين موضوع را زنده تر ببين. دفاع و شهادت خيلي زنده است. زنده است و گره مي خورد امروز با عدالت، گره مي خورد با آمريكا؛ ببين چندسال است سايه همين آمريكا افتاده روي تمام جنبه هاي زندگي ما. دايره مفهوم شهادت خيلي وسيع است. شهادت، جهاد، امر به معروف و ... اين ها رمز عزت ماست. لبنان را مقايسه كن با عراق و فلسطين. در نبرد نهايي ابزارهاي برتر برنده نمي شوند، انسان برتر خواهد برد. اگر برق برود از آمريكا هيچ چيز نمي ماند و برق مي رود ...
آمريكا بمب اتمي بزرگي است كه كريستف كلمب كشف اش كرد؛ بمب اتمي بزرگي كه « شهيدان » آن را خنثي خواهند كرد. خيلي بايد دقيق كار كنيم جنگ فرهنگي مهم است. در حال حاضر حوزه فرهنگ جهاني كره اي است كه ما در آن جايي نداريم و كارهايي مثل اين وبلاگ شما خيلي مهم است «

به: جانبازان عرصه دفاع مقدس
بروم پاي منبر آقا بگذارم سري به سجاده
جبهه پيشاني من ست امشب با توام با تو اي دلِ ساده
تو در اين كوچه ها نمي گنجي دلِ تنگ ات شهيد خواهد شد
تو به مقصد رسيده اي آخر من دلم مانده اولِ جاده
كوله ات را خودت ببند اخوي همه چي جفت و جور شد ديگر
روي بند ست رخت سربازي ت تو كه آماده اي نه؟ آماده
موجِ دريا اسير كرد تو را كه به ساحل نمي رسي هرگز
در سرت هي سرود مي خوانند دو ـ سه دريانورد آزاده
من به اين سو پناه آوردم تو ولي ايستاده اي آن سو
گرچه افتادي از نفس سرباز ! عاشقي از سرت نيفتاده
آرش عليزاده ـ رشت
حميدرضا شكارسري در رشت
انجمن ادبي دفاع مقدس استان گيلان نخستين همايش نقد و بررسي شعر دفاع مقدس در گيلان را برگزار نمود . در اين همايش حميدرضا شکارسري به آسيب شناسي شعر انقلاب در آثار شاعران گيلاني پرداخت. در اين همايش آرش فرزام صفت ، آرش پورعليزاده ، حسينعلي صادقي سرشت به شعر خواني پرداختند ... ادامه مطلب
پنجمين جشنواره فرهنگي هنري رهآورد سرزمين نور
پنجمين جشنواره فرهنگي هنري رهآورد سرزمين نور در سالن غدير مجموعه فرهنگي ورزشي فتحالمبين برگزار شد. اسامي برگزيدگان در مسابقه شعر و در سنين مختلف عبارتند از: اسماعيل محمدپور، آرش پورعليزاده، هادي فردوسي،عبدالرضا كوهمال جهرمي، محمد مرادي، بابك اسلامي، ، سيدمحمدحسين ابوترابي، عزت صفايي، عباس رضايي، ندا سهرابزاده، ندا هدايتيفر، سيدمحمدجواد شرافت، احمد ارجمندي، فاطمه فاتحي، وحيد كياني، فروغ تنگاب جهرمي، فاطمه ضرابي، مهديه اميني و سميه ابراهيمي ... ادامه مطلب
به: خانواده های معظم شهدا
يك نفر گفت تو پرنده شدي پس چرا بال و پر نداري كه؟
زودتر پر بكش بيا خانه از دل ما خبر نداري كه
كوچه را روسياه كردي و تو خودت روسپيد برگشتي
تو كه غير از لباس سربازي پيرهن بيشتر نداري كه
كوچه هاي شمال منتظر ست از جنوب خودت بيا خانه
مغز ما را پياده ... اما نه تو كه پاي سفر نداري كه
آي هيزم شكن نمي داني كه درخت ايستاده مي ميرد
تك درخت مرا نگير از من توي دست ات تبر نداري كه
دير كردي دوباره و چيديم سفره را با چهار تا بشقاب
ظهر با سر بيا سرِ سفره ... آه اما تو سر نداري كه
آرش عليزاده ـ رشت
سلام مقاومت ويژه لبنان برگزار شد
با برگزاري مراسم پاياني مسابقه ادبي "سلام مقاومت" ويژه دانشجويان، كه اختصاص به موضوع مقاومت مردم لبنان داشت، جوايز نفرات برتر اين مسابقه به آنان اهدا شد.
از مجموع شركت كنندگان در اين مسابقه، در بخش شعر كلاسيك، آرش پورعليزاده، محمد مرادي و فاطمه قائدي به ترتيب رتبه اول تا سوم را به دست آوردند. همچنين در اين بخش از حسن صادقيپناه تقدير شد ... ادامه مطلب
به: شهدای نبردهای دریایی
جسمِ او رفته است سربازي جسمِ او رفته روح تر باشد
جسمِ او در خليج زنداني ست روح او رفته در خزر باشد
ناخدا روسپيد مان كردي گرچه داغ شهيد دشوار ست
تازگي ها قرار شد مادر با تو يك روز همسفر باشد
ماهي تشنه آب مي خواهد تو از اين آبگير دلگيري
دل ات از رودها به دريا رفت بهتر اين ست در به در باشد
خبرِ خانه را نمي گيري پسرت رفته است دانشگاه
دخترت با حسابِ من بايد چندسالي بزرگتر باشد
به پدر افتخار خواهد كرد گرچه دلتنگ مي شود گاهي
بگذاريد بندرِ آبي گاه گاهي عجيب، تر باشد
كاش آن روزِ آخري مادر آب پاشيده بود پشت سرش
كاش يك هفته ديرتر برود كاش يك روز بيشتر باشد
هيچ كس از اهالي ساحل دل به دريا نمي زند ديگر
با شماها ست آي آدم ها ! شايد اين قومِ خسته كر باشد
آرش عليزاده ـ رشت
ميان ماندن و رفتن در رودسر
گردهمايي بزرگ شاعران استان گيلان در حوزه شعر آييني و انقلابي با حضور 100 نفر از هنرمندان و شاعران گيلان با عنوان "ميان ماندن و رفتن" در رودسر برگزار شد.
بيش از 350 اثر از 85 شاعر گيلاني به دفتر دبيرخانه اين گردهمايي رسيده بود که پس از بررسي و داوري توسط ابوالقاسم حسينجاني، حميدرضا شکارسري و سيدضياءالدين شفيعي، 150 اثر از 50 شاعر به مرحله بعد راه يافتند.
در اين گردهمايي از آرش پورعليزاده، اسماعيل محمدپور، رضا نيکوکار، فاطمه هادينژاد، رقيه آزادنيا، زهرا رستمي، معصومه کيانپور و روزبه فروتنپي تقدير شد ... ادامه مطلب

به : خانواده هاي معظم مفقودالاثر
كجاي منطقه جا ماندي كه من به جانِ تو خشنودم
نشان به اين كه تو اين جايي به بي نشانِ تو خشنودم
تو در كجاي زمين هستي به آسمان نكند رفتي؟
من از زمين و زمان تنها به آسمان تو خشنودم
به شانه هاي تو محتاجم دلم گرفته بيا سرگرد
ستاره مالِ خودت باشد به كهكشان تو خشنودم
انار زخمي سارا را چقدر پز بدهد دارا؟
به آب هاي جهان بابا كه من به نانِ تو خشنودم
مگر نه اين كه پدر بايد براش ارثيه بگذارد
من از تو هيچ نمي خواهم به استخوان تو خشنودم
آرش عليزاده ـ رشت

فروردين ۸۶ ـ اروندكنار
هل من معين فاطيل معه العويل و البکاء
هيچ كي پيدا نمي شه يه دلِ سير باهاش گريه كنم؟