![]() |
1. در نظرسنجي ( سمت چپ همين وبلاگ ) انتخاب بانوي غزلسراي زير ۳۰ سال تا اين لحظه ۲۵۲ نفر شركت كردند كه نتايج به شرح ذیل است: نجمه زارع 3۲ % پانته آ صفايي ۱۷ % هيچكدام ۲۱% سايرين ۳۰ % . اسامي اوليه این نظرسنجی شامل سارا جلوداريان، نجمه زارع، مونا زنده دل، مريم سقلاطوني، پانته آ صفايي، نغمه مستشارنظامي، كبري موسوي، عاليه مهرابي، پونه نيكوي بوده. همچنین اسامی مژگان عباسلو، منير عسگرنژاد، مريم حقيقت، مريم رزاقي، زنبق سليمان نژاد . الناز سرخانلو . معصومه شيخمرادي . هدي قريشي نیز از قلم افتاده بود که اضافه شد. لطفا سایر موارد از قلم افتاده را یادآوری کنید.
2. اين سايت clustr به آدم اين امكان را مي دهد كه ببيند از كجاي دنيا به وبلاگش سرك مي كشند. بررسي نتايج خيلي عجيب بود. اول فكر كردم در حد همين يكي دو مورد بازديد است اما قضيه يك خرده جدي ترست. ده كشور اول بازديد كننده به شرح زير است: ايران، آمريكا، انگلستان، سوئد، آلمان، فرانسه، كره جنوبي، افغانستان، اتريش، كويت
3. جايزه والس را سايت والس به صورت مستقل برگزار مي كند. البته تا به حال هم عليرغم اين سليقه سنتي اي كه دارم خيلي هم به من لطف داشتند و چندبار شعرم را در سايت شان گذاشتند ... بگذريم. من اين شعر خاتون بي ملاحظه را براي اين جايزه فرستادم. داشتم وبگردي مي كردم كه خيلي اتفاقي به نتايج جايزه برخوردم: آقاي رسول يونان از صد نمره به بنده 75 داده بودند و خانم ساقي قهرمان هم لطف كردند و نمره 0 ( صفر ) را منظور فرمودند كه دست شان درد نكند (!) به نظرتان اين همه تفاوت عجيب نيست؟
4. كاشان را دوست دارم با آن شب هاي خانه ي عامري ها و آن بي شيله پيلگي آدم هاي همسفر با پاييز ...
5. در خصوص دعوت به « جايي » دلخورم از « فلاني » كه قولِ داده را بدقول شد و « فلاني » كه اولويت دادند ديگراني را به ما عليرغم خيلي حرف و حديث. با اين همه دوستي ما با اين « فلاني » ها و آن « ديگران » برقرار است. سخني است با اهل اشاره بدان زبان كه تو داني ...
6. دارم اين روزها با اين وزن هايي كار مي كنم كه كمي برايم نامانوس است:
دوست دارم شب باراني را
مثل يك شهر چراغاني را
دوست دارم اگر امكان دارد
با تو يك صحبت طولاني را
شانه هايي كه به آن تكيه كنم
مثل موهات پريشاني را
بعد تصميم بگيرم بروم
بعد احساس پشيماني را
بعد هم بي سر و سامان بشوم
بعد هم بي سر و ساماني را
بعد هم حرف دلم را بزنم
پهن كن سفره ي مهماني را
من كه كم هستم اين قدر چرا
نخورم با تو فراواني را ؟
دوست دارم اگر امكان دارد
همه ي آنچه كه مي داني را
مثل يك پيرهن پاره درآر
كفر يك عمر مسلماني را
دل به دريا بزن اي كشتي نوح
ترك كن ساحل طوفاني را
ترك كن اي پري دريايي
صحبت غول بياباني را
آرش پورعلیزاده . رشت
فکر کن کنار عابر پیاده ای
پشت یک چراغ قرمز ایستاده ای
فکر کن فقط به یک اداره رفته ای
فکر کن فقط به کارمند ساده ای
فکر کن که در کنار یک برنجزار
دل به روستاییان ساده داده ای
فکر هم نکن که من چقدر شاعرم
فکر هم نکن چقدر از تو بهترم
فکر هم نکن که با تو فرق دارم و
در میان دوستانت از همه سرم
فکر هم نکن که در نشیب هستی و
از فراز شاخه های تو نمی پرم
این قَدَر بهانه ی اضافه هم نگیر
این قَدَر برای من قیافه هم نگیر
زندگی چه کرده با دلِ شکسته ام
من که از ادامه دادن تو خسته ام
بی تو چای تلخ می خورم بدون قند
بی تو توی کافه منتظر نشسته ام
من چقدر ساده ام که باز بی خودی
دل به خنده های ساده ی تو بسته ام
هی نگو به شمع ها که سوختن بد است
این قبیل چیزها برای من بد است
هی نگو برای چشم ما مریض ها
از قدیم گفته اند پیرهن بد است
هی نگو که مرد گریه می کند مگر
هی نگو که خنده هم برای زن بد است
هیچ خوب نیست دست دست می کنی
زندگی بدون دوست داشتن بد است
سبزي ولي نه آنكه در انبوه باغ هاست
سرخي ولي نه آنچه ميان اجاق هاست
سمت تو مي روند همه رودخانه ها
دريا هميشه منتظر اتفاق هاست
خنديدن تو فرم جديدي ست در غزل
چيزي جداي از همه سبك و سياق هاست
بي تو جهنمي ست خيابان لاله زار
از دوري تو بر جگر شهر داغ هاست
اي قصه اي كه در تو به آخر نمي رسم
عاشق شدن چقدر به سودِ كلاغ هاست؟
قافيه كردن « قاف » و « غين » به جهت يكساني تلفظ اين دو حرف در لهجه شمال ايران است. بنده معتقدم اگر تلفظ دو حرف يكسان باشد امكان قافيه كردن آن دو وجود دارد. از اين دست است « عين » و « همزه » كه در تلفظ شمال ايران يكسان است. البته بنده به تفاوت تلفظ « قاف » و « غين » در عربي واقف هستم. همچنين مطلع هستم در لهجه هاي افغانستان و تاجيكستان و مناطق مركزي ايران تفاوت هايي در تلفظ اين دو حرف ديده مي شود. چندي پيش سفري داشتم به يكي از شهرهاي حاشيه كوير. دختربچه ي شيرين زباني كه اين يكساني را در كلام ما دريافته بود مدام از من مي خواست بگويم « قند »! من هم مي گفتم و او غش غش مي خنديد ...
نفرين به نامرادي اين روز و روزگار
نفرين اگر كه كام نگيريم از بهار
در زندگي به يك نخ سيگار راضي است
از تو نداشت قدر سر سوزن انتظار
تو كيستي كه رو به تو آورده هركه هست
شيخ نمازخوان و جوان شراب خوار
تو كيستي كه داغ تو دارند بر جبين
انبوه كافه هاي خيابان لاله زار
در تو چه ديده اند خلايق كه مي روند
قربان چشم هاي تو روزي هزاربار
شيرين چنان كه نوبر انجير يزدي است
تلخي چنان كه روغن زيتون رودبار
آن گونه گفته هاي كمالي تو در خجند
اين گونه ميله ي گل سرخي تو در مزار
نام تو سبز باد چو برگي كه بر درخت
ياد تو سرخ باد چو منصور روي دار
داريم از تو پيرهني پاره بيشتر
در قحطسال حرمت ما را نگاه دار
از تشنگي نمير كه در كوزه است آب
گرد جهان نگرد كه در خانه است يار
بايد چه كار كرد به جز عشق عشق عشق
بايد چه كار كرد به جز كار كار كار
آرش پورعليزاده . رشت
میله گل سرخ یک جشن خاص است که در مزار شریف در ۴۰ روز اول سال و به مناسبت روییدن گلهای سرخ اجرا میشود و در طول این ۴۰ روز مردم از همه جا برای حضور در این جشن به مزار شریف میآیند. این مراسم به طور همزمان با مراسم جهنده علی (یا ژنده علی) انجام میشود. مراسم جهنده علی, مراسمی خاص دینی است که به مناسبت خلافت علی ابن ابی طالب در مسجد مقدس این شهر که گفته میشود آرامگاه این امام است اجرا میشود. این مراسم با برافراشتن یک علم (که ترکیب رنگ آن به درفش کاویانی شباهت دارد و به آن ژنده سخی میگویند) در حرم منسوب به امام علی و در اولین روز سال اجرا میشود. جشن گل سرخ برای چهل روز در دشتهای لاله و حرم ادامه مییابد.
در باغ تمام زنده ها مي ميرند
روي لب غنچه خنده ها مي ميرند
مانند دو هشت واژگون مي ماند
امسال همه پرنده ها مي ميرند
آرش پورعليزاده . رشت
جهان بدون تو يك جنگِ بي سرانجام است
كه توي تركش و خمپاره مي روم از دست
چگونه پهن كنم سفره ي دلِ خود را
ميان مردمِ آواره مي روم از دست
به رغم اين كه زمانه، زمانه ي گرگي ست
به بوي پيرهن پاره مي روم از دست
چرا من اين همه كوچك شدم كه اين گونه
به خنده هاي تو يكباره مي روم از دست
آرش پورعليزاده . رشت
جايزه منزوي ... كليك كنيد
مصاحبه با شبستان ... كليك كنيد
از زليخا خوشش نمي آيد
مادرم
دعاي سمات مي خواند
عصرهاي جمعه
و گاهي
دلش كه شور مي زند
به مين هاي هويزه فكر مي كند
نه اين میمي كه من مي شناسم
براي تو مادر نمي شود رسول
ديروز
نه از سگ هاي ناصرخسرو مي ترسيد
نه گرگ هاي يوسف آباد
امروز اما
ستاره اي است در هاليوود
با بازوهاي برهنه
چه كار داري در شرم الشيخ
چه خوابي برايمان ديده اند؟
بگذار ارزان بفروشند يوسف را
در رسانه ي ملي
بگذار عكس اش را
در مجله چاپ كنند
و قربان صدقه اش بروند
دخترهاي دم بخت
چه كار داري به هويزه
كه برادر تني است با الخليل و غزه
چه كار داري مادرم
هنوز كه هنوزست
استخوان هاي يوسف اش را
به خانه نياورده
آرش پورعليزاده . رشت
۱. هويزه شهري است در خوزستان
۲. ميم مثل مادر ساخته رسول ملاقلي پور
۳. ناصرخسرو و يوسف آباد محلاتي است در تهران
۴. هاليوود مركز سينماي آمريكايي كه مراسم فرش قرمز Body of lies در آن برگزار شد. پوستر اين فيلم را کمپاني « برادران وارنر » تهيه كرده است. گفتني است اين كمپاني خالق فيلم توهين آميز 300 است.
۵. شرم الشيخ شهري در مصر كه گفتگوهاي صلح خاورميانه در آن صورت مي گرفت
۶. الخليل و غزه شهرهايي است در فلسطين اشغالي
نود درصد هاليوود صهيونيستي است ... كليك كنيد
سروده هاي وقيحانه شاعران صهيونيست ... كليك كنيد
اردوغان به پرز: شما خوب بلديد بكشيد ... كليك كنيد
نامهرباني تو كتابي مطنطن است
تاريخ پرتلاطم چشم تو روشن است
پرواضح است دلبري ات در تمام شهر
زيبايي تو بر همه عالم مبرهن است
آتش به جان عالم و آدم چه مي زني
منت خداي عز و جل را كه ايمن است
درياي آب مي شود افراسياب هم
آنجا كه قلب كوچك تو كوه آهن است
يك روز باد روسري ات را تكانده است
يك روز فكر چيدن گل هاي دامن است
كوتاهي از من است كه دستم نمي رسد
پيشاني بلند تو جاي نوشتن است
آرش پورعليزاده . رشت