
مرد گريه مي كند اين تمام ماجراست
گريه كن براي زن گريه كار مردهاست
سعي كن كه ابر را با خودت بياوري
چشم هاي آبي ات پيش بيني هواست
ما پياده مي رويم تو سوار مي شوي
اين دلي كه مي بري مال ماست مال ماست
خيل كودكان به من سنگ پرت مي كنند
مرد آدم بدي ست زن فرشته ي خداست
قدِ من نمي رسد يك كمي مرا ببين
با تو، ام زنِ بزرگ! مرد كوچكِ شماست
-------------------------
شاد ام به مهرباني چشمانت مي ترسم از خشونت ابروهات
خاتون بي ملاحظه! معلوم ست از زير روسري همه ي موهات
خاتونِ پشتِ پنجره ي سلطان! من حاضرم غلامِ دَر ات باشم
اي كاش بي مضايقه جا مي شد در گوش من تمامِ النگوهات
اين دور و بَر كه دزد فراوان ست شيرين زبانيِ تو خطر دارد
خانم شما كه قند و عسل هستي بگذار من مواظب كندوهات ...
بگذار اين زبانِ معاصر را اصلا كمي عوض كنم از امشب
مخمورِ جامِ نرگسِ مستم كن مدهوش از پياله ي شب بوهات
خورشيد از دوچشم تو مي تابد تو مشهدِ عزيزِ خراساني
حالا كه توي دام تو افتادم پس كو كجاست ضامنِ آهوهات
رشت ـ ديماه 84