
ما كه دار و ندارمان اين ست: دل ناقابلي كه مال شماست
تو كه تحويل هم نمي گيري سال هشتاد و پنج سال شماست
" 8 " يعني پرنده مي ميرد " 5 " يعني دل مرا بشكن
مگر از من اجازه مي گيري بال من هم كه نيست بال شماست
آي آقا سلام مي بخشي آي خانم سلام حال شما؟
تو كه تفسير « احسن الحالي » حال من خوب نيست حال شماست
دل كم سن و سال ما حيف ست چند تايي بهار كم ديده
سايه ي مادري ت بر سرمان دل ما طفل خردسال شماست
هفت سال سياه بي تو گذشت هفت سين من از تو خالي شد
مثل مصراع خالي از تشبيه مثل بيتي كه بي خيال شماست
من كه چيزي نخواستم خاتون پس بيا عادلانه قسمت كن
خاطرات گذشته مال من ست سال هشتاد و پنج مال شماست
--------------------------------
درباره ي دوچشم تو حرفي نمي زنم
لعنت به من كه اين همه با دوست، دشمن ام
اي چشم مهربان تو مفعول و فاعلات
من مثل شاهنامه فعولن فعولنم
اين دست هاي رو شده يك مرد عاشق ست
بازي تمام شد من در دست اين زنم
بايد مرا ببخشي اگر تشنه مانده اي
آه اي زمين سوخته ابري سترونم
اي كاش قلب گرم تو را برق مي گرفت
من يك چراغ نفتي سردم كه روشنم
سنگين شدي براي خودت نشكني مرا
حتما خيال مي كني از جنس آهنم
شال و كلاه كن مگر از روي اتفاق
با برف سال بعد بيايي به ديدنم
در شهر رشت هيچ كس عاشق نمي شود
تنها كسي كه عقل ندارد فقط منم
----------------------------